۞ از همه جا چه خبر؟ ۞

تاریخ: 21/09/1391 ساعت: 11:18 بازدید: 814 نویسنده: admin


رفيق روده بر نشي
غضنفر یتیم خونه میزنه.

.

.

.

روز اول جلسه اولیا و مربیان میذاره

===========================================

کمبود محبت شدید:نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

===========================================

من همش گفـته بودم شکـل توپیدا نمیشه

هـیچ کسی مثـال تو خوشـگـل وزیبـا نمیشه

میدونـی چـرا میگـم که توتـکی مثال ماه

سرکاری, مثل تو اُسکلی پیدا نمیشه

=======================================

به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟

میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم!

=====================================

اگر آن داف شیرازی به دست آرد دل ما را

به خط چشم او بخشم دوتا بنز و سه مزدا را

==============================

به غضنفر میگن منشور کوروش رو به ایران آوردن چه پیامی دارید؟ … میگه فقط میخوام بگم منشور خان اندندندندی؟؟؟

==============================

عشق و عاشقی کمرنگ شده

محبت آهنگ شده ،

دوستی تکزنگ شده ،

مگه بین من و تو جنگ شده ،

نامرد دلم برات تنگ شده.

===============================

O < — <
0//|0/ | /۰
][ |  (  )  ( )][
/  /   /   /  /
تشیح جنازه منه!
بلاخره از دوریت مردم

=====================================

تست  ازدواج غضنفر از زنش:

از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی با مثل خر کیف می کنی؟

=============================

نیست ، نیست ، به جون خودم نیست ، گیر دادی میگم نیست ، خب چیکار کنم نیست ، عجب آدمیه میگم نیست ، باور کن لنگت تو دنیا نیست

====================================

هیچ بارانی رد پای تو را از کوچه های قلبم نخواهد شست حتی سیلاب پاکستان



موضوعات:جوک ,
با-مزه-ترین-جوکهای-سال-اینجاست با-مزه-ترین-جوکهای-سال-اینجاست با-مزه-ترین-جوکهای-سال-اینجاست با-مزه-ترین-جوکهای-سال-اینجاست با-مزه-ترین-جوکهای-سال-اینجاست امتیاز : 1911 دیدگاه(0)

تاریخ: 15/10/1390 ساعت: 00:51 بازدید: 3552 نویسنده: admin
از  آقای ولک پرسیدن عراقیها چه جوری شکنجتون میدادن .گفت نگو ولک دست وبالمونو میبستن نوار بندری میزاشتن !!!



 آقای ولک داشته لب دریا راه میرفته،‌یه بسیجیه میاد بهش گیر میده‌که: تو چرا آستین کوتاه پوشیدی؟! آقای ولک میگه: ولک تو به روح اعتقاد داری؟! بسیجیه میگه: چرا مزخرف میگی مردک؟! من دارم میگم تو چرا لباس آستین کوتاه پوشیدی؟  آقای ولک میگه: ولک خوب بگو به روح اعتقاد داری؟ بسیجیه میگه: منو شاکی نکن! دارم بهت میگم چرا آستین کوتا پوشیدی؟ باز  آقای ولک میگه: خوب ولک سوال سختی که نیست، تو به روح اعتقاد داری یا نه؟ بسیجیه شاکی میشه، میگه: دارم،‌منظور؟  آقای ولک میگه:خوب .... تو روحت! هوا گرم دیگه!



 آقای ولک میره نونوایی میبینه شلوغه،میره تو صف زنونه می ایسته و میگه:وولک خواهرم گفت پنج تا نون بده!!



 آقای ولک می ره برای کمک به جبهه خون بده، ازش می پرسن برادر چند سی سی ازت خون بگیریم؟ آبادانیه جواب میده: ها ولک مو سی سی می سی حالیمون نیست شلنگو بگیر بکش به جبهه



 آقای ولک میخواست فرار کنه خارج ولی راهشو بلد نبود رفت لب مرز دید بعضی ها میرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور می کنن خوشحال شدکه راهشو پیدا کرده. رفت نزدیک مرز و رفت تو پوست یه گوسفند همینکه رسید به مرز پلیس دستگیرش کرد وبه زندان انداخت.از پلیسه پرسید: این همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور کردند چطور شد که شما فقط منو دیدی؟
پلیسه گفت : اخه پدرسوخته کدوم گوسفندیه که عینک ریبون میزنه؟




یه روز  آقای ولک با یک اهوازی زیر پل بودند اهوازی به  آقای ولک میگه میای بریم توی دریا شنا کنیم  آقای ولک میگه ولک تودریایی که کوسه نداشته باشه شنانمی کنم




 آقای ولک می ره مجلس ختم مادر یکی از رفقا. آخر مجلس همه به رفیقش تسلیت گفتند: یکی گفت : خدا بیامرزه....یکی گفت : غم آخرتون باشه و...وقتی نوبت به  آقای ولک یه رسید، دید همه ی تعارفات را رفقا کردند.  آقای ولک گفت: ببخشین که بابات مرد!!!!




یه کووسه  آقای ولک رو می خوره میره پیش باقی کووسه ها می گه مو نهنگم




 آقای ولک با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که  آقای ولک چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!



یه روز  آقای ولک رو از زیر آوار زلزله در میارن می‌بینن موبایلش دستشه. یارو یه نگا به ملت میکنه میگه ویبراتور رو حال کردین؟

 

آقای ولک میره تو یه کتابفروشی میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟

کتابفروش میگه : نه

آقای ولک می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!

 

 

 


یه تهرانیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن تهرانیه مثل بید میلرزید

آقای ولک با خونسردیه تمام نگاهی کرد به تهرانیه و گفت: کا مگه بار اولته!!؟

 

 


آقای ولک وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کنم !

 

 


یک روز دو تا آقای ولک واسه هم خالی می بستند .
اولی میگه : ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….
دومی میگه : این که چیزی نیست . ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟




دو تا آقای ولک به هم می رسن.
اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.
دومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟!




روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشک آبادانی میره طرفش میگه کاکا وسعت پر و حال میکنی عقابه میگه بروحوصلت و ندارم گنجشکه بازم پیله میکنه میگه کاکا وسعت باله رو حال میکنی عقابه بازم میگه بروحوصلت و ندارم وگرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه گنجشکه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کاکاهیکل و حال میکنی؟؟!




یک تهرانی داشت برای آقای ولک لاف میزد و میگفت : من یک سگ دارم وقتی میخواد بیاد تو خونه در میزنه!آبادانیه گفت : ولک , مگه کلید نداره ؟




آقای ولک یه پنجاه تومانی تقلبی میسازه لو میره میگیرنش...
آقای ولک میگه از کجا فهمیدین کار منه؟
میگن: آخه گاگول کنار در دانشگاه سراسری سمبوسه فروشی کجا بوده؟!؟!؟



یه روز سه تا آقای ولک داشتن بره هم خالی می‌بستن
بعد اولیه میگه من حضرت عیسی هستم و میتونم مرده رو زنده کنم!
دومیه میگه من حضرت موسی هستم و میتونم عصامو تبدیل به یه مار کنم!
هی صبر می کنن می‌بینن سومیه هیچی نمیگه هیچ خالی نمیبنده!
بعد ازش می پرسن تو چرا حرف نمی‌زنی؟
میگه : تا حالا دیدی خدا حرف بزنه !



روزی آقای ولک با ماشینی تصادف کرد راننده مقابل باعجله پیاده شد و بهش گفت: ببینم داداش تو سالمی؟
- نه والله من سالم نیستم, جاسم ام!


موضوعات:جوک ,
جوكهاي-بندري جوكهاي-بندري جوكهاي-بندري جوكهاي-بندري جوكهاي-بندري امتیاز : 2466 دیدگاه(0)

تاریخ: 15/08/1390 ساعت: 00:44 بازدید: 3937 نویسنده: admin

 


با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمامی کاربران و خوانندگان محترم این مطلب قبل از همه چیز باید عرض کنم که هدف ما از درج جوک در مطالب زسایت توهین و مسخره کردن هیچ شخص,قوم,گروه و ملیتی نیست بلکه این مطالب همگی بر اساس ظاهر عملی که از افراد مختلف سر میزند تهیه شده که دقت و ریز بینی در آنها موجبات خندیدن سالم را فراهم می آورد .با این وجود دوستان عزیز متوانند هرگونه انتقاد پیشنهاد یا مطلب خود در این رابطه را از طریق بخش نظرات یا تماس با ما مطرح نمایند.

 

*جوک کردی*

یه روز یه دختر تهرونی میره نون بخره  پسر آقای پهلوان میره دنبالش ، دختره میگه: چی از جونم می خوای؟  میگه: یه چپال نان !!

 *جوک کردی*

جور چراغ توری هرگز کور نوی / صد مرض بگری ، ژن و زور نوی !! 

 *جوک کردی*

به آقای پهلوان گفتند: چهارتا گاز نام ببر ؟ ، گفت: هیدروژن ، اکسیژن ، مموژن ، خالوژن !! 

*جوک کردی*

شاواش چیست؟!...  حرکتی است تبلیغی و نمادین جهت از خود بیخود کردن سرچوپی و بنه ماله !! 

*جوک کردی*

از یه جوانرودی نوار مغز میگیرند ، سه ساعت اولش عزیز ویسیه !! 

*جوک کردی*

مالی آوا چیست ؟  دعای خیری است از طرف لوتی برای شاواز دهنده که اجابت آن با مقدار شاواز رابطه مستقیم دارد !!   

*جوک کردی*

اوخی اوخی چیست ؟  پاسخ لوتی به سرچوپی که تسلیم فرمان دی دی شده است !!

*جوک کردی*

 بن چوپی چیست ؟  فردیست در کمین چوپی که هر لحظه در صدد حمله برای فتح چوپی است !!  

*جوک کردی*

وی تف چیست؟ اخطاری بسیار جدی از طرف پدران آقای پهلوان قبل از ضرب و شتم پسران !!

*جوک کردی*

گاموله زگ چیست؟  حشره شکموئیست که به گرد کردن لاس گاو مشغول است و مثل انرژی هسته ای حق مسلم شوهان است !! 



موضوعات:جوک ,
جوكهاي-كردي جوكهاي-كردي جوكهاي-كردي جوكهاي-كردي جوكهاي-كردي امتیاز : 2322 دیدگاه(0)

صفحات مطالب

1|
موضوعات